اقتصاد اینستاگرام در ایران
اقتصاد معاصر-مبین خزاعیوفا، کارشناس اقتصاد شبکههای اجتماعی: علاوه بر تغییر شیوه خرید و فروش، مسیرهای جدیدی برای ورود به فعالیت اقتصادی ایجاد کرده است. اما افرادی که از این مسیر وارد بازار میشوند تا چه اندازه شبیه جمعیت شاغل رسمی کشور هستند؟ مقایسه صاحبان کسبوکارهای اینستاگرامی با شاغلان کشور نشان میدهد تفاوت این دو گروه تنها به محل عرضه کالا و خدمات محدود نیست؛ بلکه ترکیب جنسیتی، سنی و تحصیلی آنها نیز تفاوتهای قابل توجهی دارد.
در این مقایسه، اطلاعات شاغلان کشور بر اساس دادههای طرح آمارگیری نیروی کار مرکز آمار ایران و اطلاعات صاحبان کسبوکارهای اینستاگرامی بر مبنای یافتههای گزارش تجارت الکترونیک ایران در سال ۱۴۰۳ ارائه شده است. این گزارش با همکاری انجمن تجارت الکترونیک تهران و شرکت مشاوره بانا تهیه شده و تصویری از وضعیت کسبوکارهای فعال در بسترهای دیجیتال ارائه میدهد.
البته این دو جامعه آماری کاملا همارز نیستند. آمار نیروی کار، همه شاغلان ۱۵ ساله و بیشتر کشور، از کارکنان بخشهای مختلف تا کارفرمایان و افراد خوداشتغال را دربرمیگیرد؛ در حالی که داده اینستاگرام مربوط به گروه مشخصی از صاحبان کسبوکار است. بنابراین، تفاوتهای مشاهدهشده نباید به عنوان اثر مستقیم فعالیت در اینستاگرام قلمداد شود، بلکه باید به عنوان تفاوت در ترکیب این دو گروه تفسیر شود.
تجارت اجتماعی و تغییر الگوی حضور زنان در بازار کار
در بازار کار ایران، زنان حدود ۱۶ درصد شاغلان را تشکیل میدهند. در مقابل، سهم زنان در میان صاحبان کسبوکارهای اینستاگرامی مطابق با نتایج پرسشنامه انجام شده در گزارش انجمن تجارت الکترونیک ۵۲ درصد میرسد و اندکی بیشتر از مردان است. به این ترتیب، عدم توازن جنسیتی که در ساختار عمومی اشتغال کشور دیده میشود، در میان فعالان تجارت اجتماعی وجود ندارد.

این تفاوت را میتوان در چارچوب محدودیتهای شناختهشده حضور زنان در بازار کار تحلیل کرد. یکی از این محدودیتها، دسترسی به فرصتهای شغلی است. ورود به اشتغال مزدبگیری معمولا نیازمند عبور از فرایند استخدام و دریافت فرصت از سوی یک کارفرماست؛ در حالی که در یک کسبوکار اینستاگرامی فرد میتواند بدون عبور از این مرحله، فعالیت اقتصادی خود را آغاز کند و به تدریج بازار مشتریان خود را توسعه دهد.
عامل دیگر به انعطاف زمانی و مکانی فعالیت مربوط میشود. مسوولیتهای خانوادگی و مراقبتی برای بخشی از زنان هزینه حضور در مشاغل با ساعات کاری ثابت یا نیازمند حضور مستمر را افزایش میدهد. در تجارت اجتماعی، بخشهایی مانند معرفی محصول، ارتباط با مشتری و مدیریت سفارش میتواند با انعطاف بیشتری انجام شود. این ویژگی مسوولیتهای خانوادگی را حذف نمیکند اما امکان سازگار کردن فعالیت اقتصادی با سایر مسوولیتهای فردی را افزایش میدهد.
هزینه ورود نیز از اهمیت برخوردار است. بسیاری از کسبوکارهای اینستاگرامی بدون نیاز به اجاره فضای تجاری، تجهیز فروشگاه یا سرمایهگذاری اولیه بزرگ آغاز میشوند. امکان شروع در مقیاس کوچک و توسعه تدریجی، آستانه ورود به فعالیت اقتصادی را کاهش میدهد. بنابراین، وابستگی کمتر به استخدام رسمی، انعطاف بیشتر در شیوه انجام کار و هزینه اولیه پایینتر، سه سازوکاری هستند که میتوانند بخشی از حضور بیشتر زنان در این حوزه را توضیح دهند.
با اینحال، سهم بالای زنان در تجارت اینستاگرامی به تنهایی نشان نمیدهد که این بستر علت افزایش اشتغال زنان بوده است. ویژگیهای فردی، نوع کالاهای عرضهشده، سابقه کاری و انتخاب افراد برای ورود به فعالیت مستقل نیز میتواند در این تفاوت نقش داشته باشد.
از انتظار برای مشاغل رسمی تا ساختن کسبوکار شخصی
ترکیب سنی صاحبان کسبوکارهای اینستاگرامی نشان میدهد این فعالیت صرفا متعلق به جوانترین نسل بازار کار نیست. حدود ۵۱ درصد صاحبان این کسبوکارها متولد دهه ۶۰ و نزدیک به ۳۰ درصد متولد دهه ۷۰ هستند. سهم متولدین دهه ۵۰ حدود ۱۱.۷ درصد و سهم دهه ۸۰ حدود ۴.۸ درصد است.

در میان شاغلان کشور، توزیع سنی متفاوت است و بخش قابل توجهی از شاغلان در گروههای سنی متولد دهههای ۳۰ و ۴۰ قرار دارند؛ در مقابل، صاحبان کسبوکارهای اینستاگرامی تمرکز بیشتری در میان نسلهای متولد دهه ۶۰ و ۷۰ دارند. اگر برای قابلیت مقایسه فقط متولدین دهههای ۵۰ تا ۸۰ را در نظر بگیریم، سهم دهه ۵۰ حدود ۲۹ درصد، دهه ۶۰ حدود ۳۸.۶ درصد، دهه ۷۰ حدود ۲۴ درصد و دهه ۸۰ حدود ۸.۴ درصد است.
این الگو را میتوان در چارچوب تحولات جمعیتی و تجربه متفاوت نسلها در ورود به بازار کار ایران تحلیل کرد. متولدین دهه ۶۰ یکی از بزرگترین موجهای جمعیتی کشور را تشکیل میدهند. ورود این گروه به بازار کار همزمان با دورهای بود که ظرفیت ایجاد اشتغال، بهویژه در بخش رسمی، متناسب با افزایش عرضه نیروی کار رشد نکرد. نتیجه این وضعیت برای بخشی از این نسل، افزایش رقابت برای مشاغل رسمی و حرکت به سمت مسیرهای جایگزین فعالیت اقتصادی بود. تجارت اجتماعی یکی از مسیرهایی است که میتواند بخشی از این محدودیت را کاهش دهد. در مقابل، سهم کمتر متولدین دهه ۸۰ نشان میدهد صرف آشنایی با فناوری و شبکههای اجتماعی برای ایجاد یک کسبوکار کافی نیست.
تجربه بازار، شناخت مشتری، شبکه ارتباطی و توان مدیریت فعالیت اقتصادی نیز در موفقیت این کسبوکارها اهمیت دارد؛ به علاوه با توجه به نرخ مشارکت پایین این دسته در بازار کار، بخشی از این سهم پایین، از عدم ورود به بازار کار به دلایلی نظیر تحصیلات برمیگردد.
تحصیلکردههایی که مسیر دیگری برای کار پیدا کردند
ترکیب تحصیلی صاحبان کسبوکارهای اینستاگرامی نیز با ساختار عمومی اشتغال کشور تفاوت دارد. در میان این افراد، ۳۵ درصد دارای دیپلم، ۱۴.۶ درصد کاردانی، ۳۳.۱ درصد کارشناسی، ۱۵.۴ درصد کارشناسی ارشد و ۱.۹ درصد دارای مدرک تحصیلی دکتری هستند.

در کل جمعیت شاغل کشور، حدود ۴۳.۵ درصد کمتر از دیپلم تحصیل کردهاند و پس از آن، دارندگان دیپلم با حدود ۲۶.۵ درصد بزرگترین گروه تحصیلی را تشکیل میدهند. به همین دلیل مقایسه مستقیم درصد مدارک در دو جامعه میتواند گمراهکننده باشد. برای مقایسه دقیقتر، تنها شاغلان دارای حداقل دیپلم مبنا قرار میگیرند.
در میان شاغلان دارای حداقل دیپلم، حدود ۴۶.۹ درصد دیپلم، ۸.۷ درصد کاردانی، ۳۱.۱ درصد کارشناسی، ۱۲ درصد کارشناسی ارشد و ۱.۴ درصد دکتری دارند. مقایسه این ارقام با صاحبان کسبوکارهای اینستاگرامی نشان میدهد سهم دارندگان مدارک دانشگاهی، به ویژه در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری، در تجارت اجتماعی بیشتر است.
این تفاوت را نباید صرفا به این معنا تفسیر کرد که فعالیت در شبکههای اجتماعی نیازمند تحصیلات بالاتر است. تجربه بازار کار ایران نشان میدهد گسترش آموزش عالی همزمان با ایجاد مشاغل متناسب با این سطح از تحصیلات پیش نرفته است. در نتیجه، بخشی از نیروی کار تحصیلکرده با مساله عدم تطابق میان سطح تحصیلات و فرصتهای شغلی موجود مواجه شدهاند.
از سوی دیگر، مدیریت یک کسبوکار آنلاین مجموعهای از مهارتها را میطلبد؛ از شناخت مشتری و بازاریابی گرفته تا استفاده از ابزارهای دیجیتال، تولید محتوا و مدیریت فرآیند فروش. بنابراین، حضور بیشتر تحصیلکردگان در این بازار میتواند حاصل ترکیب دو عامل باشد؛ از یکسو برخی ویژگیهای این فعالیت با مهارتهای شناختی و دیجیتال ارتباط دارد و از سوی دیگر، تجارت اجتماعی میتواند برای بخشی از افراد تحصیلکرده، مسیری مستقل برای تبدیل سرمایه انسانی به فعالیت اقتصادی فراهم کند.
تجارت اجتماعی؛ یک مسیر مکمل برای فعالیت اقتصادی
مقایسه سه ویژگی اصلی نشان میدهد صاحبان کسبوکارهای اینستاگرامی ترکیبی متفاوت از جمعیت شاغل کشور دارند. زنان در این گروه سهم بسیار بیشتری دارند، فعالیتها در میان متولدین دهههای ۶۰ و ۷۰ متمرکزتر است و مدارک دانشگاهی حضور پررنگتری دارند. وجه مشترک این تفاوتها را میتوان در ویژگیهای ساختاری تجارت اجتماعی جستوجو کرد. همانطور که بیان گردید، این نوع فعالیت وابستگی کمتری به استخدام رسمی، فضای فیزیکی، سرمایه اولیه بالا و مسیرهای سنتی ورود به بازار کار دارد. همین ویژگیها میتواند برای گروههایی که در بازار کار متعارف با محدودیت بیشتری مواجهاند، فرصت متفاوتی ایجاد کند.
با این حال، دادههای موجود تنها نشان میدهند چه کسانی در تجارت اینستاگرامی حضور دارند، نه اینکه بدون این بستر چه مسیری را طی میکردند. برای سنجش اثر واقعی این فعالیتها بر اشتغال و درآمد، به اطلاعات بیشتری درباره سابقه شغلی، درآمد، ساعات کار و انگیزه ورود صاحبان کسبوکار نیاز است. آنچه از این مقایسه میتوان نتیجه گرفت این است که تجارت اجتماعی، برخلاف ساختار عمومی اشتغال، گروههایی با ترکیب جنسیتی، سنی و تحصیلی متفاوت را به فعالیت اقتصادی جذب کرده و ساختاری مکمل برای بازار کار رسمی کشور ایجاد کرده است.